خرید بک لینک
الان اتفاقی نشستم لینکهای وبلاگم رو دیدم، هیچکدومشون آپدیت نبودن، خیلیاشون اصلا وبلاگش پاک شده بود.پس دوتا نکته. یکی اینکه من خیلی پیر شدم چون خیلیاشون آخرین نوشته شون مال قبل سال 90 بود و دیگری اینکه

برچسب: نویسنده: آدرین صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 22:36

من میترسم روی گوشیم بیام بلاگفا، چون میترسم کسی رد منو از طریق گوشیم بگیره و پیدا کنه اینجارو، جایی که تمام دلنوشته هامو توش داره، من میترسم چون مطمئنم کامپیوتر شخصی و لپتاپ کلا ویندوز امنیتش بهتره. م

برچسب: نویسنده: آدرین صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 22:36

هفت روز گذشته، هفته عجیب و غریبی بود.تقریبا از اسفند سال قبل درگیر فیزیکی برای پایان نامه شدم. یکسال قبلش واحدش رو گرفته بودم و همیشه روی اعصابم بود و بخش بزرگی از مغزمو اشغال کرده بود.فروردین دفاع پر

برچسب: نویسنده: آدرین صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 22:36

نوشتنم گرفتخواهرم و آوا الان تو اون اتاق خوابیدن.اینقدر با آوا امشب بازی کردم و گذاشتم منو ببره که زود و راحت خوابش برد.اونم به تاثیر از من بشدت طرفدار استقلاله و متاسفانه استقلال نتونست صعود کنه و شا

برچسب: نویسنده: آدرین صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 22:36

این لحظه رو باید ثبت کنمتازه از بیرون اومدم، با علی بودیمرفتیم آرایشگاه. پیش شهرام کونگوز(تیکه کلامشه)!!اعصابم خیلی خورد بوداستاده ریده بم، گفته فیلم آموزشی باید تهیه کنی در صورتی که فلاح و بقیه امضاه

برچسب: نویسنده: آدرین صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 22:36

دانشگاهم تمام شد. با همه بدیها و بدتریاشسه شنبه رفتم یونی بقیه امضاهارو گرفتم..رسید به امضای آخر یعنی صادقی، گفت فیلم آموزشی پر کردی، گفتم آره، با لحن خیلی تخماتیک گفت باید بررسیش کنم قبلا بهتون گفته

برچسب: نویسنده: آدرین صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 22:36

رفتیم تهران اولش، قبل اونم تو راه مسجد جمکران موندیم و ناهار تاریخی خوردیم! همه گربه ها دور ما جمع شده بودن، مرغ بود و به دلمون نچسبید و خیلیشو دادیم گربه ها.اومدیم تهران خونه داداشم و یه روز و نصفی م

برچسب: نویسنده: آدرین صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 22:36

چندین کتاب خریدم تا بخوانم، "بیشعوری" رو چند روزه شروع کردم و متاسفانه سرماخوردگی و ضعف جسمانی نگذاشت تا ادامه اش دهم.تا فردا وقت دارم باید بخونمش.دیروز رفتم دکتر و آمپول تقویتی ام زدم، گفت خوب استراح

برچسب: نویسنده: آدرین صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 22:36

سلام یکم خسته ام. خیلی فکر میکنم. خیلی شبها خواب میبینم، خواب بد.اینجوری نبودم.اصلا سالی یبار هم خواب نمیدیدم، اما شرایط الان کاریم یکم سخته.امشب باید برم، خیلی دلم گرفته. عاشق پدر و مادرمم. یعنی خیلی

برچسب: نویسنده: آدرین صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 22:36

فقط دلم میخواد بنویسمخیلی وقت ندارم روز آخره و دارم میرم.اعصابم خورده. دوری از خانواده برام سخته، خیلییی سخته.من آدم وابسته ای هستم. دلم برا همه چیه اینجا تنگ میشهدوس دارم اینجا کار کنم، کاری که دوس د

برچسب: نویسنده: آدرین صالح‌پور تاريخ: چهارشنبه 15 اسفند 1397 ساعت: 22:36

صفحه بندی